چهارشنبه 14 مرداد 1388

خاطرات چارلز مراز(20)

   نوشته شده توسط: مصطفی نجفی    نوع مطلب :زنبور درمانی  ،زهر ،

براساس علاقه ام به زنبوردرمانی و آرتریت دوست داشتم بدانم آیا زنبوردرمانی در بیماری های دیگر بویژه سرطان کار آئی دارد یا نه ؟ در سال 1941 هرمان را در گردهمائی سالیانه اتحادیه زنبورداران ورمونت ملاقات نمودم . او به من گفت که 6 سال قبل مبتلا به سرطان سیستم لنفاوی شده است . غددی در گردن ، زیر بغل ، کشاله ران ، ریه و کبد او رشد کرده بود . او تحت یک دوره پرتودرمانی قرار گرفته بود و پزشکان به او گفته بودند که تنها دو یا سه سال دیگر زنده خواهد بود .

هرمان ورزشکاری مشتاق بود و از آنجا که تنها زمان کوتاهی برای زندگی داشت ، تصمیم گرفت با شکار و ماهیگیری از باقیمانده عمرش لذت ببرد . در تابستان تصمیم گرفت که به شکار کندوهای زنبورعسل در درختان جنگلی و یا تنه های توخالی درختان برود . او این درختان را که حاوی کلنی های زنبورعسل زنده بود قطع کرده و با شکافتن تنه آنها شان های عسل و شان های حاوی تخم ولارو را برداشت می کرد . سپس این شان ها را برش داده و در کندوهای مدرن جای می داد . شان های عسل را هم به مصرف خوراکی می رساند .او کاملاً موفق بود و به زودی 30 کندوی زنبورعسل را در حیاط پشت خانه برپا کرد . البته قطع کردن درختان حاوی کلنی زنبورعسل مستلزم نیش خوردن های زیادی بود . علاوه بر اینکه او عسل فراوانی هم از این کندوهای طبیعی می خورد .

او سه سال به به پرتودرمانی تومورهای خود ادامه داد . در 1938 وقتی که درمان شامل ریه و کبد او شد چنان بیمار شد که به ناچار دیگر این درمان را ادامه نداد .

طبیعتاً هر سال انتظار داشتم که بشنوم هرمان دیگر با ما نیست . ولی هر سال هرمان مرتب به گردهمائی می آمد . مت از پرسش در خصوص او ناراحت بودم و تنها این حقیقت که او هنوز با ما بود کافی بود بدانم که او علیرغم سرطانش هنوز زنده است . عاقبت نتیجه گرفتم که من باید در خصوص وضعیت او دچار سوءتفاهم شده باشم و آن را فراموش کردم .

در 1948 تصادفاً مقاله ای را در روزنامه دیدم که راجع به تغذیه موش های تغذیه شده با گرده گل بود . این موش ها به خودی خود مبتلا به سرطان پستان شده بودند . در گزارش آمده بود که کاهش زیادی در بروز تومور در موش های تغذیه شده با گرده گل در مقایسه با موش های گروه کنترل که با گرده تغذیه نشده بودند مشاهده شده است .

دفعه ِ بعد که من هرمان را دیدم از او پرسیدم که آیا او واقعاً بیماری سرطان سیستم لنفاوی داشته است ؟ و او مرا مطمئن ساخت که آری . من با او در باره ِ مقاله ای که خوانده بودم صحبت کردم و از او پرسیدم که او فکر نمی کند نیش خوردن زیاد و خوردن عسل و گرده گل در بهبود او نقش داشته است ؟ او پاسخ گفت که تاکنون به این مسئله نیاندیشیده است . اما یقیناً می داند که بهبود او مقارن شده بود با زمانی که او به شکار کندوهای طبیعی پرداخته است . هر چه زمان بیشتری سپری شد او بیشتر قانع شد که زنبورها در بهبود او نقش داشته اند .

هنوز او دارای گره هائی در حالت کمون در زیر بازویش بود اما آنها کاملاً غیر فعال به نظر می رسیدند . او در سال 1980 در سن 90 سالگی حدود 45 سال پس از تشخیص سرطان در گذشت .

حدود سال 1950 مردی برای من نوشت که از خصوص سرطان و زهر زنبور آگاه است . او به من گفت در 1925 سرطانی در لبش بروز کرد . در آن زمان درمان با رادیوم صورت می گرفت ، و او هر ماه آن را مصرف می کرد . این درمان موجب سرکوب موقتی تومور می شد ولی پس از آن تومور بدتر از قبل بروز می کرد .

در یک روز داغ در 1928 او با ماشین خود که سقف کروکی آن کنار زده شده بود رانندگی می کرد . یک زنبور با برخورد به ماشین لب او را دقیقاً روی تومور ، نیش می زند . او گفت که لبش شدیداً برای چندین روز متورم شده بود . در نهایت تورم برطرف شد و تومور هم بهبود یافت . سال 1970 با او تماس گرفتم ولی هنوز آن تومور عود نکرده بود .

منبع : زنبوردرمانی ، سلامتی و زنبورعسل . ترجمه بهنام کاویانی وحید 

توجه ! هدف این کتاب صرفاً آشنایی با این شیوه درمانی است . استفاده از آن باید با تأئید و نظارت پزشک و در مراکز درمانی مجهز انجام گیرد و هیچ مسئولیتی متوجه مدیریت وبلاگ نخواهد بود .


برچسب ها: نیش درمانی ، چارلزمراز ،

نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic