یکشنبه 1 شهریور 1388

خاطرات چارلز مراز(23)

   نوشته شده توسط: مصطفی نجفی    نوع مطلب :زنبور درمانی  ،زهر ،

به مرور زمان دریافتم که زنبوردرمانی در درمان آرتریت ضربه ای که ناشی از جراحی ، تصادم یا جراحت باشد بسیار مؤثر است . سال ها قبل به هنگام زهر گیری از زنبوران عسل در فلوریدا شاهد اولین مورد آن بودم . در زمستان که زنبورهای من در ورمونت برف گیر و غیر فعال شده بودند . یک زنبوردار اهل فلوریدا به نام استیون به من اجازه داد تا از کلنی هایش که در یک باغ پرتقال قرار داشتند و زنبورهایش مشغول جمع آوری شهد از شکوفه ها در ماه های بهمن واسفند بودند زهرگیری نمایم . مشکل بود که محل این کندوها را در هزاران جریب باغ پرتقال پیدا کنم . شروع کردم به زهرگیری از زنبورهائی که فکر می کردم متعلق به استیون هستند . مردی با تراکتور از راه رسید و با لحنی نسبتاً زشت پرسید : « با زنبورهایم چه می کنی ؟ » به او گفتم فکر کردم این زنبورها متعلق به استیونس است . آن مرد پاسخ داد : « این زنبورها مال استیونس نیستند ، آنها مال منند . از اینجا برو و زنبورهایم را تنها بگذار . »

من عذرخواهی کردم و سعی کردم توضیح بدهم که دارم زهر زنبورعسل را به منظور تحقیق روی آرتریت جمع آوری می کنم . به محض اینکه به زهر زنبور و آرتریت اشاره کردم ، حالت کلی او تغییر کرد . او پرسید : « زهر زنبور برای آرتریت ؟ » و ادامه داد : « اینجا چیزی است که باید بگویم . من در جنگ جهانی دوم در آلمان بودم و زانویم مورد اصابت یک گلوله انفجاری قرار گرفت . سال ها درد آرتریتی مهیبی در زانویم داشتم . سپس یک روز که داشتم با زنبورها کار می کردم و زانویم دقیقاً روبروی دریچه پرواز کندو قرار داشت ، ناگهان زنبورها بیرون ریختندو زانویم را با نیش پوشاندند . این سال ها قبل بود و می دانی ، تاکنون در زانویم احساس درد نکرده ام . »

سپس به من گفت که او زنبورهای زیادی در باغ پرتقالش دارد و محل دقیق آنها را به من نشان داد . او همچنین افزود : « هر زمان که می خواهی آنجا برو و هر چقدر که می خواهی زهر زنبور جمع کن . »

من هرگز آن گواهی درمان آرتریت ناشی از جراحت را توسط زهر زنبورعسل فراموش نمی کنم . مورد بعدی آرتریت ناشی از ضربه که به او کمک کردم ، استوارت بود که برای دیدنم از نیوجرسی آمد . او پشت درد داشت و گفت پزشک به او توصیه کرده است برای راحت شدن از درد ، جراحی کند . لذا استوارت جراحی را انجام داد و در نتیجه دچار یک پشت درد جدی شد . او به من گفت که جراحی منجر به به یک پشت درد مقاوم به تمام داروهای ضد التهاب شد . او ناگزیر از کاربرد داروهای مخدر نظیر کدئین شده بود .

من زخم بر جای مانده از جراحی را بررسی کردم که در پائین پشت او تقریباً با 10 سانت طول وجود داشت . زخم قرمز رنگ و از همه طرف برآمده بود . من زخم را لمس می کردم و استوارت از جا می پرید . به او گفتم : « خدای من تو واقعاً خیلی درد داری . » آن باغ دار پرتقال را در فلوریدا با آن زانویش به خاطر آوردم . به استوارت گفتم که نمی دانم زهر زنبور می تواند به او کمک کند یا نه ولی می توانیم امتحان کنیم . ابتدا یک نیش درست در وسط محل زخم گذاشتم . استوارت نیش را به زحمت حس کرد . سه نیش دیگر در طول وسط محل زخم به او زدم . وقتی که صحبت می کردیم استوارت بدنش را به جلو و عقب خم می کرد تا درد را امتحان کند . سپس او ناگهان خم شد و زمین را با دستانش لمس کرد . او با حیرت گفت : « این نخستین باری است که در طی سه سال گذشته توانسته ام زمین را لمس کنم ! من مجبور بودم این کفش های راحتی را بپوشم چون نمی توانستم خم شوم و بند کفش هایم را ببندم . » من یک شیشه زنبور به او دادم و به همسرش پیشنهاد کردم که تا هنگام رفع درد ، تعدادی نیش به او بزند .

 منبع : زنبوردرمانی ، سلامتی و زنبورعسل . ترجمه بهنام کاویانی وحید 

توجه ! هدف این کتاب صرفاً آشنایی با این شیوه درمانی است . استفاده از آن باید با تأئید و نظارت پزشک و در مراکز درمانی مجهز انجام گیرد و هیچ مسئولیتی متوجه مدیریت وبلاگ نخواهد بود .


برچسب ها: نیش درمانی ، چارلزمراز ،

نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات