شنبه 28 شهریور 1388

خاطرات چارلز مراز(27)

   نوشته شده توسط: مصطفی نجفی    نوع مطلب :زنبور درمانی  ،زهر ،

روبرتا یک مورد جالب توجه برای MS است . این خانم 60 ساله حدود بیست سال یا بیشتر به MS مبتلا بود . وقتی که او به دیدنم آمد ، حتی نمی توانست بدون عصا از تختش برخیزد . برای او ایستادن و صحبت کردن دشوار بود و برای حرکت کردن نیازمند کمک بود . او آمد و زنبوردرمانی را آغاز کرد . به جهت آنکه او80 کیلومتر با من فاصله داشت من به او یک ظرف زنبور دادم و به یک دوست پیشنهاد کردم که به منزل او رفته و او را زنبوردرمانی کند تا از عذاب آمدن هفته ای سه روز به منزل من نجات یابد .

دو هفته بعد او به دیدنم آمد و گفت : « اجازه بده تا نشان دهم چه کار می توانم بکنم . » او عصاهایش را کار گذاشت و مغرورانه در طول اتاق راه رفت . او گفت : « پسر چه احساس خوبی دارد قدم زدن بدون آن عصاهای لعنتی . » نه تنها این ، بلکه می توانم دماغم را هم پاک کنم . تمیز کردن بینی برای او یک موفقیت بزرگ بود ، چرا که پیش از زنبوردرمانی برایش سخت بود دستش را بلند کند .

پگی دیگر بیمار مبتلا به MS بود که بسیار سریع و واقعاً در طی دقایقی به زنبوردرمانی پاسخ داد . او پس از اطلاع از نتایج رضایتبخش روبرتا به دیدنم آمد . من می دانم وقتی که مردم از دردی مانند آرتریت بهبود می یابند ، حتی فراموش می کنند که زمانی هم به آن بیماری مبتلا بوده اند . لذا وقتی که پگی و همسرش آمدند تصمیم گرفتم که تصویر او را قبل و بعد از زنبوردرمانی ضیط کنم .

پگی 47 ساله بود و مدت هفت سال بود که به MS مبتلا بود . او نمی توانست به طور طبیعی راه برود و مانند یک آدم مست تلوتلو می خورد . او اخیراً از کمر به پائین نیز بی حس شده بود . من به جهت یافتن یک نقطه ماشه ای خوب و داغ برای تست حساسیت او را مورد بررسی قرار دادم . پگی گفت که نقطه ای در پائین پشت او قرار دارد که خیلی دردناک است .

به اوگفتم که این محل خوبی است که مطمئن شویم به نیش زنبور حساسیت ندارد . مطابق معمول تکه ای یخ روی آن ناحیه قرار دارم تا آن را بی حس نموده و درد ناشی از نیش را کاهش دهم . به او یک نیش زنبورعسل زدم و پس از حدود 30 ثانیه نیش را درآوردم . او فوراً از جا برخاست و گفت : « شما ممکن است باور نکنید اما من می توانم سوزش پاهایم را حس نموده وحتی مجدداً کف پاهایم را احساس کنم . » او فریاد زد : « این یک معجزه است . »

از ناباوری اشک در چشمانش حلقه زد . دانستن اینکه پگی به مدت 7 سال مبتلا به MS بوده است ، درک پاسخ فوری او را در عرض 30 ثانیه به یک نیش زنبورعسل را دشوار می ساخت . سپس او شروع به راه رفتن کرد . او گفت : « اینجا را نگاه کن ببین چقدر بهتر راه میروم . » و گفت : « خدای من ! فقط نیش ناچیز یک زنبور کوچک چنین کرد . به من چند نیش دیگر بزن . »

به سختی توانستم کسی را متقاعد کنم که این اتفاق افتاده است و کمترین آنها متخصص اعصابی بود که در MS صاحب تجربه بود . خوشبختانه اثبات آن چندان مشکل نبود . چرا که روی نوار ویدئو ضبط شده بود . تصویر آنقدر خوب بود که بتوان در برابر هر انتقادی ایستاد . پس از انکه فیلم پگی را ضبط کردم ، او به من گفت که هرگز نمی خواهد آن فیلم را ببیند . اما او چند ماه بعد آن را دید . واکنش او این بود که آه فراموشش کرده بودم . چقدر بد بود !

منبع : زنبوردرمانی ، سلامتی و زنبورعسل . ترجمه بهنام کاویانی وحید 

توجه ! هدف این کتاب صرفاً آشنایی با این شیوه درمانی است . استفاده از آن باید با تأئید و نظارت پزشک و در مراکز درمانی مجهز انجام گیرد و هیچ مسئولیتی متوجه مدیریت وبلاگ نخواهد بود .


برچسب ها: نیش درمانی ، چارلزمراز ،

نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات