سه شنبه 21 مهر 1388

خاطرات چارلز مراز(31)

   نوشته شده توسط: مصطفی نجفی    نوع مطلب :زنبور درمانی  ،زهر ،

بسیاری از مردم اعتقاد دارند که رویدادها تنها بر اثر شانس اتفاق نمی افتند . برخی مردم معتقدند تمام چیزهائی که برایمان اتفاق می افتد ، به وسیله برخی نیروها یا هدایت روحانی و احتمالاً توسط خداوند مقدر شده است . در روزگار جوانی و جاهلیم نمی توانستم باور کنم که زندگی من توسط یک نیروی برتر هدایت می شود . این به همان اندازه مضحک بود که نیش ظریف یک زنبور بتواند درد آرتریت را تسکین دهد . هم اکنون برخی اوقات فکر می کنم که احتمالاً خداوند یا هر نیروی کنترل کننده سرنوشت ها ، زندگیم را به سمت زنبوردرمانی هدایت کرد . در 1930 دکتر بِک آیه ای از قرآن ، کتاب مقدس مسلمانان را به  من نشان داد که در آن آمده بود که خداوند با زنبورها حرف می زند . در طی سال های زنبورداریم داستان های متعددی شنیده ام که این باور را در من تقویت کرد که  خداوند با زنبورعسل سخن می گوید . یکی از این داستان ها مربوط به زنی به نام بئاتریس بود که برایم در خصوص تجربه زنبوردرمانیش نوشته بود . اوشرح داد که در بالتیمور زندگی می کرده و در آن موقع شوهرش ارنست می خواست زنبورداری را شروع کند . وقتی آنها به ویرجینیا رفتند ، او توانست که چندین کندوی زنبورعسل درمجاورت خانه اش نگهداری کند .

طی دو یا سه سال اول ، زنبورها هرگزکسی را اذیت نکردند . سپس بئاتریس در مچ های دست و پایش مبتلا به آرتریت شد و در نتیجه او در راه رفتن و در استفاده از دستش دچار مشکل شد . او احساس درماندگی می کرد . او به درگاه خداوند دعا می کرد که از این دردها رهائی یابد و نیز از دوستانش می خواست برای او دعا کنند.

در تابستان بعدی و ظاهراً بدون هیچ دلیل خاصی زنبورها ، بئاتریس را در محل مچ های دست و پا ، زمانی که او بیرون نشسته بود ، نیش می زنند . در پایان تابستان او متوجه شد که دیگر مچ های دست وپایش ناراحت نیست . طبیعتاً او اینطور تصور کرد که خداوند آرتریت دردناک او را درمان کرده است . ارنست مشترک یک مجله ی زنبورداری بود . من درآن مجله مقاله ای در موردزنبوردرمانی نوشته بودم و بئاتریس تصادفاً آن را خواند . سپس او تشخیص داد که خداوند چگونه آرتریت او را از طریق زنبورها درمان نموده است .

من پس از 70 سالزنبورداری می دانم که این نیش های پی در پی روی مچ دست ها وپاها بسیار غیر معمول است ونمی تواند تصادفی باشد . وقتی زنبورها می خواهند که مردم و حیوانات را از برهم زدن آرامش کندوهای خود بازدارند ، به مچ دست یا پا نیش نمی زنند بلکه مستقیماً سراغچشم ها و صورت رفته ونزدیک صورت جلو عقب می روند . نکته مهم دیگر اینکه زنبورها تابستان های قبل و یا پس از از بین رفتن آرتریت دیگر او را نیش نمی زدند .یک ت.صیف خوب برای این حالت آن است که خداوند با زنبورها صحبت می کند .

منبع : زنبوردرمانی ، سلامتی و زنبورعسل . ترجمه بهنام کاویانی وحید 

توجه ! هدف این کتاب صرفاً آشنایی با این شیوه درمانی است . استفاده از آن باید با تأئید و نظارت پزشک و در مراکز درمانی مجهز انجام گیرد و هیچ مسئولیتی متوجه مدیریت وبلاگ نخواهد بود .


برچسب ها: نیش درمانی ، چارلزمراز ،

نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic