دوشنبه 28 اردیبهشت 1388

خاطرات چارلز مراز(7)

   نوشته شده توسط: مصطفی نجفی    نوع مطلب :زنبور درمانی  ،زهر ،

الیاس در نزدیکی من زندگی می کرد وشدیداً زمین گیر شده بود . اولین بار حدود 1939 بود که اورا دیدم . او یک بیمار خانه نشین و دولا شده بود . درد از چهره رنگ پریده او نمایان بود . من برایش خیلی متأسف شدم . چون می دانستم چه شکنجه ی طاقت فرسائی را تحمل می کند . آرتریت او به جائی رسیده بود که برای بالا رفتن از پلکان او مجبور بود از پشت روی یک پله بنشیند و به آرامی خودش را بلند کند و روی پله بعدی بگذارد . با او صحبت کردم که بگذارد چند نیش زنبور به او بزنم . او از این فکر چندان خوشش نیامد و من از ترغیب او به این کار می ترسیدم . مدتی صبر کردم تا توانستم چند نیش به او بزنم .تقریباً تمام مفاصلش مبتلا به آرتریت بود و به نعداد بیشتر وبیشتری نیش نیاز داشت . از آنجائی که من همکاری او را نداشتم ، ناچار بودم با زنبورها به او فشار وارد کنم . مهمترین دلیلی که کار با او را ادامه دادم به علت علاقه شخصیم بود . می خواستم بدانم که آیا زنبوردرمانی می تواند به کسی که تا این اندازه ناتوان است کمک کند یا نه ؟

حدود اردیبهشت ماه آن سال شروع کردم به نیش زدن و سپس قطع آن و ادامه این رویه برای چندین ماه .

الیاس از آنجا رفت و دیگر او  را ندیدم .در یک گردهمائی هفت سال بعد از آن کسی به طرفم آمد و با من مانند یک دوست قدیمی احوالپرسی کرد . او بلند قد ، راست قامت و چهره ای گلگون که تصویر سلامتی بود داشت . او از من همسرم ، خانواده ام و مسائل شخصیم پرسید . من به او مانند یک معما نگریستم وبا خودم گفتم این دیگر کیست ؟ با دیدن چهره ی متعجب من او پرسید که آیا او را می شناسم ؟ گفتم خیر من هرگز شما را ملاقات نکرده ام چگونه باید شما را بشناسم ؟ او گفت من الیاس هستم . من حیران ماندم . او هیچ شباهتی به الیاسی که هفت سال پیش از این به او نیش می زدم نداشت . من مختصراً در مورد تغییرات شدید او از روزهائی که برای آرتریتش به او کمک می کردم ، صحبت کردم . بنا به دلیلی او از پرسش در مورد نیش زنبورها از من اجتناب کرد . من مکرراً آموخته بودم که این یک چیز غیر معمول نیست . حتی پس از آنکه آنها با نیش زنبورعسل درمان می شوند ، بسیاری از آنها علیرغم میلشان باور نداشتند که زنبورها به آنان کمک کرده اند . آتها معمولاً فکر می کنند که آرتریت آنها خودبخود خوب شده است و زنبوردرمانی تصادفاً با این روند بهبودی همزمان شده است . به تجربه آموخته ام که کاهش خودبخود بیماری های خود ایمنی خیلی نادر است . همان گونه که یک پزشک پس از اولین تجربه اش با زنبوردرمانی گفت :«95 درصد بهبود مربوط به نیش  زنبور و 5 درصد باقیمانده را می توان به دلخواه به هر چیزی مربوط دانست .»

الیاس یکی از برجسته ترین مثال های بهبود فیزیکی ناشی از زنبوردرمانی است . از اینموارد اولیه که در سال های 1940 و 1950 دیدم استن بود که مثال دیگری از اثرات دماغی و روانی زنبوردرمانی است .

منبع : زنبوردرمانی ، سلامتی و زنبورعسل . ترجمه بهنام کاویانی وحید 

توجه ! هدف این کتاب صرفاً آشنایی با این شیوه درمانی است . استفاده از آن باید با تأئید و نظارت پزشک و در مراکز درمانی مجهز انجام گیرد و هیچ مسئولیتی متوجه مدیریت وبلاگ نخواهد بود .


برچسب ها: نیش درمانی ، چارلزمراز ،

Red Heart
جمعه 1 خرداد 1388 01:30 ق.ظ
سلام مهندس.. خیلی مطالب جالب و آموزنده ای گذاشتی.. خاطرات این بنده خدا هم جالبه.. موفق باشی.. تا بعد
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات