پنجشنبه 7 خرداد 1388

خاطرات چارلز مراز(9)

   نوشته شده توسط: مصطفی نجفی    نوع مطلب :زنبور درمانی  ،زهر ،

از آنجا که منزل رابین حدود 50 کیلومتر ازمن دورتر بود به خواهر اویاد دادم که چگونه از نیش زنبور استفاده کند . او کارش را عالی انجام داد . پس از یکی دو ماه مادر رابین به من زنگ زد و گفت او ناامید شده و می خواهد از این درمان صرف نظر کند و خواهش کرد به دیدن رابین بروم . نمی دانستم باید منتظر چه باشم .

به محض دیدن رابین چهره راحت تر او در من تأثیر گذاشت . این تغییر آنقدر کند بود که مادر او هم متوجه آن نشده بود . ولی به نظر من سریع اتفاق افتاده بود . به او گفتم :«رابین ، این درمان را کنار نگذار ، تو داری بهتر می شوی ، من می توانم این را در چهره توببینم . حتی اگر تو خودت احساس بهبودی نداری .»

برای اولین بار که نزد او رفتم او روزی 4 قرص بوتازولیدین دریافت می کرد تا فقط بتواند از روی تخت بلند شود و به سختی می توانست با دو چوبزیر بغل راه برود . سعی کردم او را کمی بخندانم و به حالتی نیمه شوخی به او گفتم : « یکی از همین روزهاست که رابین ، ما تو را در رقص چهارگوش خواهیم دید . »

پس از حدود دو ماه ، رابین دیگر دارو نمی خورد . او با ادامه زنبوردرمانی در عرض یک سال نتایج عالی گرفت . او قادر بود بدون چوب های زیر بغل راه برود و هیچ دردی هم نداشت . تقریباً یک سال بعد ما به عروسی خواهر رابین دعوت شدیم . موقع دریافت دعوت نامه از مادر رابین برای دعوتش تشکر کردم و او به من گفت : « چارلی یادت هست برای اولین بار که به دیدن ما آمدی به رابین گفتی روزی او را در رقص چهار گوش خواهید دید ؟ من آن روز حرفت را باور نکردم .» من تمام آن ماجرا را فراموش کرده بودم . او به رابین در گوشه اتاق اشاره کرد و گفت : « او آنجا مجدداً در حال رقص چهار گوش است . »

منبع : زنبوردرمانی ، سلامتی و زنبورعسل . ترجمه بهنام کاویانی وحید 

توجه ! هدف این کتاب صرفاً آشنایی با این شیوه درمانی است . استفاده از آن باید با تأئید و نظارت پزشک و در مراکز درمانی مجهز انجام گیرد و هیچ مسئولیتی متوجه مدیریت وبلاگ نخواهد بود .


برچسب ها: نیش درمانی ، چارلزمراز ،

نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic